اس ام اس های غمگین و دل شکسته(۲)

خانه دل جای هر بیگانه نیست / کوی مجنون جای هر دیوانه نیست

قلب مجنون به لیلی خوشتر است / غیر لیلی لایق این خانه نیست . . .

.

.

.

ای دلم زهر جدایی را بخور/ چوب عمری بی وفایی را بخور

ای دلم دیدی که ماتت کرد و رفت / خنده دای برا خاطراتت کرد و رفت

من که گفتم این بهار افسردنی است / من که گفتم این پرستو رفتنی است

آه عجب کاری بدستم داد دل / هم شکست و هم شکستم داد دل . . .

.

.

.

صدای شکستن فلبم را نشنیدی چون غرورت بیداد میکرد

اشک هایم را ندیدی ، چون محو تماشای باران بودی

ولی امیدوارم آنقدر در آینه مجذوب نشده باشی که حداقل

زشتی دیو خود خواهیت را ببینی

باشد که با دیگران چنان نکنی که با من کردی . . .

.

.

.

در درون ذهن من هرگز نمیمیرد کسی / مرگ احساس مرا ماتم نمیگیرد کسی

رفته ام من سال ها از خاطرات این و آن / یک سراغ ساده هم از من نمیگیرد کسی . . .

.

.

.

من آن گلبرگ مغرورم که میمیرم ز بی آبی

ولی با منت و خواری پی شبنم نمیگردم . . .

.

.

.

ای اشک ، آهسته بسوز که غم زیاد است

ای شمع ، آهسته بسوز که شب دراز است . . .

.

.

.

ای کاش دلم پنجره ای دیگر داشت / ای کاش خدا فقط شقایق می کاشت

ای کاش یکی می آمد و غم ها را / از قلب اهالی زمین بر میداشت . . .

.

.

.

خوشحالم که بردم ، چون کسی رو از دست دادم که دوستم نداشت

خوشحالم که باختی ، چون کسی رو از دست دادی که دوستت داشت . . .

.

.

.

دیدی آن را که تو خواندی به جهان یارترین / قلب را ساختی ز عشقش سرشارترین

آن که میگفت منم بهر تو غمخوار ترین / چه دل آزار ترین شد ، چه دل آزار ترین . . .

.

.

.

دل هیچکس نمیسوزد به حال غمناکم / مگر سوزد همان شمعی که میسوزد سر خاکم . . .

.

.

.

غم دریا دلان را با که گوییم / کجا غمخوار دریا دل بجوییم

دلم دریای خون شد در غم دوست / چگونه دل از این دریا بشوییم . . .

.

.

.

هیچکس ویرانی ام را حس نکرد / وسعت تنهایی ام را حس نکرد

در میان خنده های تلخ من / گریه پنهانی ام را حس نکرد

آنکه با آغاز من مانوس بود / لحظه پایانیم را حس نکرد . . .

.

.

.

میرم تا در غبار غم فراموشت کنم / سر در آغوش پشیمانی گذارم تا تو را

ای امید آتشین با گریه خاموشت کنم . . .

.

.

.

هرکه عاشق شد جفا بسیار میباید کشید / بهر یک گل منت از صد خار میباید کشید

من به مرگم راضی ام اما نمی آید اجل / بخت بد بین ، از اجل هم ناز میباید کشید . . .

.

.

.

دیشب در جاده های سکوت در ایستگاه عشق هرچه منتظر ماندم

کسی برای لمس تنهاییم توقف نکرد و من تنها تر از همیشه به خانه برگشتم . . .

.

.

.

هیچگاه ویترینی نداشته ام تا دلم را در آن به نمایش بگذارم

در قامت یک فروشنده دوره گرد عاشق تو شدم

از این روست که تمام خیابان های شهر

عشق مرا میشناسند . . .

.

.

.

همیشه یکی هست که درد دلت رو بهش بگی

وای از اون روزی که خودش بشه درد دلت . . .

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *